خلاصه کتاب:
بدنامترین مرد شهر بهم پیشنهاد میده :
نقش همسر مردهشو بازی کنم.
نه میتونم فرار کنم، نه میتونم نه بگم.
یه قدم داخل این نقش میزارم و زندگیم زیر و رو میشه...
چیمیشه که همه چی میریزه بهم؟
این همه راز و سایه از کجا بیرون میان؟
تنها راه نجاتم؟ آدریانه یا فرار از خودش؟
نقش من بین این همه هرج و مرج چیه؟
من وینتر کاوناام ... یا لیا ولکوف؟
خلاصه کتاب:
سرگرد اینترپل سام نیکنام ملقب به آلفاباس، مردی استثنایی و مشهور کسی هست که به دنبال گذشته رازآلودش کمر به قتل پانزده شخص میبندند، سام به دنبال تلخترین حقیقت زندگیش شمشیر دولبهای به دست گرفته و به رسم ویرانی، نابودگر متظاهر شده و با مخفی شدن تو نقاب فداکاری، انتقام قضاوتهای بیرحمانه اطرافیانش را میگیرد، او در گذشته غرق میشود تا این که....
خلاصه کتاب:
در تیمارستان آلجی، بیماری زندانی است به نام کرکگور؛
میگویند در شبی بارانی، پدر و مادرش را به قتل رسانده.
شبها از طبقهای که او را نگه میدارند، صداهای وحشتناکی میآید.
هیچ پزشکی حاضر به ملاقاتش نشده؛ آنهایی هم که قبول کردهاند، نصفهراه برگشتهاند.
برای حفظ جان نگهبانان، دیوارهای اتاقش را با آلومینیوم پوشاندهاند و دستوپایش را زنجیر کردهاند؛ حتی پلیسها هم از درگیری با او ناتواناند.
در میان همهی این نامها، پزشکی بود به نام نارویین.
او داوطلب نبود؛ انتخاب شد.
قرار بود کرکگور را درمان کند،
اما خیلی زود معلوم شد این بار پزشک اسیر شد، نه بیمار.
از روزی که نارویین وارد طبقهی پایین شد، صداها تغییر کردند؛
کمتر فریاد… بیشتر نجوا.
و بعضیها میگویند امپراتوری کرکگور
از همان لحظهای بزرگتر شد
که نارویین در را پشت سرش بست.
خلاصه کتاب:
لیلا درست وقتی که احساس میکرد همه چی درست شده و زندگی داره رو روال عادی میگذره، همه چیز
بهم ریخت!
پدرش رو از دست داد..
و خب باید گفت متاسفانه عاشق شد،
یک عشق اشتباه و یک حماقت بیجا!
خلاصه کتاب:
کیلیان "هاوک" واکر
همهچی از یه منو شروع شد. فکر میکردم بشقابمو تمیز کردم و همه چی تموم شد. اما حالا اون کار برگشته مثل کابوس دنبالم. فکر میکردم از کلیسا جدا شدم، ولی آلبانی مرده و دوباره دارم کشیده میشم توی این بازی. زمان داره تند میگذره و باید حواسم به بروکلین باشه. نمیخوام مثل خواهرش بهش پشت کنم. این بار همهچی گرونتر برام تموم میشه، وقتی که خودمو به یه غریبه معرفی میکنم که عجیب آشناست.
بروکلین کریدمور
باورم نمیشه. خواهرم مرده. نفسکشیدن برام سخته. من و آلبانی همیشه نزدیک بودیم، همهچی رو به هم میگفتیم. هیچکس آلبانی رو بهتر از من نمیشناخت. حداقل فکر میکردم اینجوریه… تا وقتی که اون وارد زندگیم شد. از وقتی پیداش شد همهچی زیر و رو شده و فهمیدم من اصلاً خواهرمو اونجوری که فکر میکردم، نمیشناختم.
خلاصه کتاب:
طرفداراش بهش میگن مـونـتـیـگـو!
به معنی کینگ و پولدار...
اولین بار شش سالم بود که دیدمش
اون دوازده ساله بود ، با چشمای یاغی و صورت خشنی که کل بچه های هم سنش رو میترسوند!
اروند از همون زمان متنفر بود
از خانوادش ، از پدر من که میشد عموش ، از برادرام ، از تمام اطرافیانش و هرکسی که سعی میکرد بهش نزدیک بشه ، از همه جز من!
نیلوفر ارم ، دختر عموی اروند ارم!
اروندی که هیچ وقت بهم نگفت نیلوفر....
از همون اول براش طلا بودم
طلای مونتیگو!
فوتـبـالـیـسـت معروفی که تمام ایران میشناسنش اما فقط من میدونم اروند واقعی زمین تا آسمون تفاوت داره با اروندی که بقیه میشناسن ...
خلاصه کتاب:
یاس دختر زیبا و جذابی که مجبور میشه بخاطرِ پول تو خونه های اعیونیه شهر کار کنه، و دست بر قضا با زن و مرد خوش قلبی آشنا میشه که منتظرِ ورودِ تک پسرشون بعد از ده سال به ایران هستن! پسرِ مغرور و نفوذ ناپذیری که همسرش فوت کرده و با یک نوزاد وارد خونه میشه، خونه ای که حالا یه خدمتکار خوشگل و جذاب داخلش هست.....
خلاصه کتاب:
همه چیز بوی خون به خود گرفته بود. عطر گندیده ی قتل پس از سال ها در مشام حوا
بیدار شده و انگشت اتهام، سایه ی عشق را
خط میزد. همه چیز برایش گنگ بود، او
دیوانه نبود؛ مطمئن بود حقیقت را
تنها خود میداند و بر او انگ دیوانگی چسبانده اند
میخواستند او را مجنون جلوه دهند تا از گناه خود بکاهند، اما چه کسی می دانست
واقعیت چیست؟
خلاصه کتاب:
عشق واقعی یه عمر دووم میاره. هوس، تا ابد.
مکنزی شیپلی همیشه مال من بوده. فقط خودش خبر نداره.
اصلا منو نمیشناسه. واسه اون، یه شبحم که تو خواباش پرسه میزنه. سایه اش. یه مورمور شدن تو تاریکی.
هر کاری میکنم، واسه اونه.
کارم اینه که مراقبش باشم.
ازش محافظت کنم و گرگ ها رو از در خونش دور کنم.
زندگیم رو فداش میکنم.
اون اعتیاد منه.
وسواس فکریم.
میگن عشق واقعی یه عمر دووم میاره. ولی وقتی پای مکنزی وسط باشه، یه عمر کافی نیست.
اونو برای یه عمر میخوام.
اونو تا ابد میخوام.
و هیچ چیزی نمیتونه جلومو بگیره.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.