خلاصه کتاب:
عقیق نام من است.
نام منی که تنها در میان دردها، ایستادهام.
نام منی که سالهاست به زبان اویی که میگویند محرمتر از هر محرمیست هجا نشده است.
خلاصه کتاب:
دوست داشتنت چه سود؟
وقتی نگاهت،آغوشت وتمام بوسه هایت قرار است سهم دیگری باشد.؟
دوست داشتنم چه سود ؟
وقتی تنها سوختگیِ آتش حسرتش قرار است نصیبت باشد..!
نهایت..تو میروی و باز هم من میمانم و خیال آمدنت...
اینبار نه اما ...
انگار عاقبت از تو،یاد گرفته ام از تو گذشتن را..!
مجموعه بلو:که جلد اول به نام افگار
جلد دوم به نام افسار
و جلد سوم هم اسمش افرا ست
یه مجموعه سه جلدی که قراره یه مثلث قدرت و به نمایش بذاره...
جلد اول افگار ، آبان مجد که از خانواده سیاستمداری هست و در جلد دوم مشخص میشه که وارد سیاست شده ...!
در راس این مثلث قرار داره و در ضلع های دیگه اش:
جلد دوم مجموعه به نام افسار در مورد سورن پاسال یک تاجر و بانکداره..(باید بگم جذابیت داستانش بر اینه که اقتباسی از یه زندگی نامه واقعیه و داستان قراره بر اساس گفته های روایتگر که درحال حاضر در قید حیات هست نوشته بشه)...
خلاصه کتاب:
گاهی تنهایی از انسان موجودی میسازد متفاوت از سایرین، اینکه در ذهنت تنها باشی تو را بیش از آن که در واقعیت تنها بمانی آزار میدهد. این مواقع یا باز می مانی و در خود فرو میروی و جا میزنی، یا دست میگیری روی زانوهایت و برای موجودیتت میجنگی.
بستگی دارد زندگی را چگونه ببینی، جهان بینی ات چگونه باشد.
برای پونه زندگی نه ملایم که پر از ستیز نقش بست، دخترکی که سعی میکرد، تنهایی مسیر را طی کند البته اگر یونس می گذاشت...
خلاصه کتاب:
رمان خان زاده داستان دختری به نام ایلین را روایت میکند که برای نجات مردم روستایش با پسر خانی بزرگ به نام اهورا ازدواج میکند تا برای آنها وارث بیاورد و…
خلاصه کتاب:
سی سال پیش خسروخان ثنارو از سر سفره عقد میدزده و بالاجبار به عقد خودش درمیاره ثنا بعد از چند سال خودکشی میکنه و شایعات زیادی از مرگ ثنا در منطقه پیچیده
خسرو خان الان فرزندان و نوه های زیادی داره تنها یادگارش از ثنا نوه ای هست بنام روجا...
باورود شخص تازه واردی به آن شهر و دیار که ادعای مالکیت سی درصد از اموال خسرو خان رو داره رازهایی از گذشته برملا میشه و تنها شرط عجیب این شخص برای گذشتن از اون سی درصد و سود سالیانش مورد قبول خسرو خان نیست بطوری که شخص تازه وارد ما اقا رادمان مجبور میشه راه های دیگه ای برای رسیدن به خواستش پیدا کنه از جمله دزدیدن روجا....
خلاصه کتاب:
پروا دختری که در بچگی توسط خانوادش به فرزندی گرفته شده و حالا بزرگ شده و یه دختر ۱۹ ساله بسیار زیباست ، حامد برادر ناتنی و پسر واقعی خانواده پروا که ۳۰ سالشه پسر سربه زیر و کاری هست ، دقیقا شب تولد ۳۰ سالگیش اتفاقی میوفته که نباید ، اتفاقی که زندگی پروا رو زیر رو میکنه..
خلاصه کتاب:
پسر عموم بود...
اون خدای من بود روی زمین...
اون کسی بود که با وجود حرومزاده بودنم منو پذیرفت و بزرگم کرد و برخلاف پدر و مادرم رهام نکرد
مقابل زنبابام و بچههاش ازم حفاظت کرد و شد تنها پناهگاه امن من...
اون جای خالی همه نداشتههامو برام پر کرد
اما همین آدم یه روز بدترین زخم زندگیمو بهم زد...
آخه کدوم دختری رو دیدین که عاشق شاهزاده قصههاش نشه؟!
من عاشقش بودم ولی اون وقتی دوست صمیمیمو دید عاشقش شد و بهم پشت کرد...
روح و جسممو کشت...
حتی به خاطر دروغهای اون زن منی که عزیزکردهش بودمو کتک زد و قید همه خونواده رو زد و از عمارت رفت...
اما رفیق نارفیقم بهش خیانت کرد و اون هم همه اون حسهای سرخوردگی و افسردگیای که من تجربه کردم رو تجربه کرد...
و حالا بعد از چهار سال اون برگشته تا...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.