خلاصه کتاب:
هوژین دختری که زاده ی کردستانه و به شکل مخوف و مرموزی پدر و مادرش رو از دست میده و با مادربزرگش به تهران سفر میکنه ...
حالا هوژین داستان ما برای کار وارد یه عمارت باشکوه میشه و ...
خلاصه کتاب:
زندگی دختری سیزده ساله که به اجبار به مردی به اسم حاج حمید فروخته میشه و بزرگ میشه و نقشههایی میکشه که به رسوایی میرسه... و برای حاج حمید یک جنون میشه...
خلاصه کتاب:
سمت آسانسور راه کج کرد که صدای ضعیفی توجه اش را جلب کرد انگار کسی ناله میکرد بی اراده سمت صدا رفت و ناگهان خشک شد ، جسمی مچاله شده کنار در باز یک اتومبیل افتاده بود
خلاصه کتاب:
ارغوان دختر سادهایه که به بهانهی پول بیشتر و کار بهتر وارد خونهای میشه که از همون اول همه چی به نظرش عجیب میاد! همه ی اتفاقا توی اون خونه زیادی محرمانست و آدماش قانونای عجیبی دارن و ارغوان هم زیادی قانون شکنه و خبر نداره با کاراش چه سرنوشتی قراره براش رقم بخوره .
خلاصه کتاب:
آوازه ی مخوف ترین دزد قرن توی کوچه پس کوچه های نیویورک پیچیده.
شاه دزدی که هیچکس نه اسمی ازش میدونه و نه چهرشو میشناسه...مثل ذاتش چهرش هم توی تاریکی غرقه و هرکسی قیافشو ببینه میمیره.
اون کسیه که لقبش رعشه به تن خیلی ها انداخته.
جز یک نفر!
اریکا عضو شماره یک جوخه ی بیوه هاست، جوخه ای که تمام اعضاش گرد هم اومدن تا با هر ماموریت خطرناکی که بهشون میدن وارد میدون شن. اما ماموریت خطرناک اریکا، نزدیک شدن به شاه دزده تا ارزشمندترین الماس رو ازش بدزده...و اولین ماموریت اون شناسایی کردن شاه دزده.
خلاصه کتاب:
آناشید شایگان دختر کم سن و سالی که به دام امیرحسین کُهبُد، برادر کوچکتر حاج امیرحافظ کُهبُد میافتد و داستان از جایی شروع میشود که آناشید نطفهای در رحم دارد و او مانده و مردی که...
خلاصه کتاب:
رعنا دختری ساده و شهرستانی که برای رسیدن به آرزوهایش راهی دانشگاه تهران میشود با عاشقی اش درس خواندن را رها می کند و برخلاف خواسته ی خانواده اش با کامرانی ازدواج می کند که بخاطر ازدواج با رعنا از خانواده اش طرد می شود...
با حاملگی ناخواسته ی رعنا و رفتن کامران همه چیز...
خلاصه کتاب:
درباره یه دختری که تو خانواده درب وداغونیه پدرش اعدام شده مادرش توخونه ها که کارمیکنه دستش کجه وبرادرای دیگش به همین صورت یه اتفاقایی براش میوفته از خونه میزنه بیرون ویه شخص پولدارحامیش میشه وسرپرستیش روبعهده میگیره وبرادرشخص حامی تویه دیدارعاشقش میشه وطی یه گرفتاری پسر رو روانه خارج ازکشورمیکنن وبنابه دلایلی پسر رو مجبوربه عروسی بادختر دیگه میکنن اما چون مجبوربه اینکارشده زیادبه عروس روی خوشونشون نمیده وچشمش دنبال دخترقصه هست و جالبه داستانش ویه سری اتفاقات دیگه هم میفته
خلاصه کتاب:
«استیون» یک درامر (طبل نواز) سیزده ساله و بااستعداد است اما زندگی او زمانی تغییر می کند که برادر پنج ساله اش «جفری»، به سرطان خون مبتلا می شود. «استیون» که داستان خود را از طریق یادداشت هایش روایت می کند، اولین درامری بود که توانست در گروه موسیقی دبیرستان در کلاس هفتم پذیرفته شود، و او امسال به عنوان یک کلاس هشتمی، آینده ای حتی روشن تر از قبل را در مقابل خود می بیند. حالا که مشخص شده «جفری» به سرطان مبتلا است، مادرش باید وقت بیشتری را برای بردن او به بیمارستان اختصاص دهد و وضعیت مالی آن ها نیز رو به افول گذاشته است. تنها پناه و تسلی «استیون» در این شرایط، رفتن به زیرزمین و تمرین موسیقی است.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.