خلاصه کتاب:
داستان در لوکیشن اسپانیاست. عشقی آتشین بین مرد ایرانی تبار و دختری اسپانیایی. آرون نیکزاد، مربی رشته ی تخصصی تیر و کمان، از تیم ملی ایران جدا شده و با مهاجرت به شهر بارسلون، مربی دختری به اسم دیانا می شود... دیانا یک دختر اسپانیایی اصیل است، با شیطنت هایی خاص و البته، کمی دست و پاچلفتی و در مقابلش، مردی از ایران با جدیت و سردی شخصیت..
خلاصه کتاب:
صبا دختر زیبایی که عاشقانه شوهرش رو دوست داره اما از عشق پنهانیه برادرشوهرش نسبت به خودش خبر نداره تا اینکه براثر یه سری اتفاقات و برملا شدن خیانت کثیف شوهرش به برادرشوهرش پناه میاره تا ازش درخواست کمک کنه اما بینشون اتفاقاتی صورت میگیره که صبا متوجه میشه تموم این مدت هورام عاشقش بوده و ...
خلاصه کتاب:
چاوان دختر جسور آبادی که در حرفه ی قالیبافی حرف اول را میزد؛ با ورود شخصی به نام سروک خان به جای
رئیس قبلی کارگاه قالی بافی رابطه ی پر از تنشی را از سر میگذراند.یک خفت گیری شبانه و برنامه ریزی شده
برای دیدار چاوان با چاووش خان!
مردی که قرار است راز های سر به مهر زیادی را فاش کند!
اما چاوان غافل از حمایت های عاشقانه ی سروک خان؛ با فکر اینکه هیچ عشق و احساسی بینشان نیست..
دل به گروی پویا میدهد.
مردی که برخلاف پرستیژ خاص و دختر کُشش ؛ مردی با ذات خرابیست که چاوان دیر
میفهمد که او همزمان با زن متاهلی نیز در رابطه اس!همان لحظه ریسمان این رابطه ی پوسیده از هم جدا شده و
حالا راه برای سروک خان باز میشودراهی سخت و دشوار که حالا پویا هم خواستار دوباره به دست آوردن دل چاوان
است...اما حالا باید دید سروک خان به راحتی از این برگ برنده میگذرد یا نه؟!!!!
و چاوانی که حالا....
خلاصه کتاب:
روایت عاشقانهای در اعماق اقیانوس. آنجا که انوار خورشید بیتابانه از میان امواج میگذرند تا شنهای کف اقیانوس را نوازش کنند، مراسمی برای پریان دریایی در حال برگزاریست. اما آیا همهچیز همانطور پیش میرود که دهها سال قبل اتفاق افتاد؟! چه اتفاقی در پس امواج پیش روست؟
خلاصه کتاب:
افروز اَحرار ، دانشجویی که هیچ چیزی از جزییات و حتی کلیات زندگی اش را دوست ندارد. نامزدش را دوست ندارد، رشته ی تحصیلی اش را دوست ندارد، خانواده اش را دوست ندارد ... روزگارش را دوست ندارد و با همه ی این اوصاف هنوز با همان قواعد و قوانین پیش میرود و هر روز نا امید تر و مایوس تر از دیروز صبح را شب میکند، .
پایان خوش
خلاصه کتاب:
امیرعباس سلطانی، تولیدکننده ی جوانیست که کارگاه شمع سازی کوچکی را اداره می کند، پسری که از گذشته، نقطه های تاریک و دردناکی را با خود حمل می کند و قسمت هایی از وجودش، درگیر سیاهی غمی بزرگ است.
در مقابل او، پروانه حقی، استاد دانشگاه، دختری محکم، جسور و معتقد وجود دارد که بین او و امیرعباس، رازی بزرگ پنهان است.
رازی که به گذشته، به یک زخم... و در نهایت به یک دلدادگی منجر شده. رازی که حالا بعد از هشت.....
خلاصه کتاب:
داستان در مورد زندگی یک هنرپیشه معروف به نام عماد عامر است. او در حرفهاش بسیار موفق است اما هیچکس از سوی تاریک زندگیاش خبر ندارد. روزی به طور تصادفی با دختری به نام نیلوفر که از خانه فرار کرده بود، تصادف میکند. عماد به دلیل زیبایی نیلوفر او را رها نمیکند و به مدت شش سال، او را به عقد موقت خود درمیآورد و در خانهاش زندانی میکند. تا اینکه دشمنان عماد، عکسهای خصوصی او با نیلوفر را پخش میکنند. نیلوفر که عاشقانه عماد را دوست دارد، تصمیم به جدایی میگیرد اما تازه با روی سیاه عماد آشنا میشود و متوجه حقایق تلخی میشود
خلاصه کتاب:
داستان زندگی مردی مغرور و کینهای به اسم عدنان است.
در عین حال دختری کم سن و سال و بی گناه به اسم نهال..
داستان از جایی شروع میشود که نهال توسط عدنان دزدیده میشود.
برای انتقام و کینهای که در قلب عدنان است.عشقی که با نفرت آغاز شده و پناهی برای نهال داستان میشود….
خلاصه کتاب:
گلبهار به دلیل شرایط خانوادگی و تصمیمات شخصیش، برای تحصیل و مستقل شدن، به تهران میآید و در خانهای که نصف آن از مادربزرگش به او به ارث رسیده، ساکن میشود. آرن ، پسردایی و همبازی کودکیش که به دلایلی از خانوادهی آنها دور شده، بخاطر اذیت و آزار گلبهار و تصاحب خانه موروثی، آن خانه را برای اقامت خود انتخاب میکند.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.