خلاصه کتاب:
کهزاد فوتبالیست مشهور با یه گذشته مرموز که فقط حنا خبرنگار سمج تونسته باهاش مصاحبه کنه.
این بین اتفاقاتی رخ میده که مجبور میشن صیغه کنند اما مگه میشه دختر و پسر کنار هم باشن و رابطه ای نباشه...
خلاصه کتاب:
کژال بهخاطر عشقش به موتورسواری، تصمیم میگیرد پیکموتوری شود.
این نزدیکترین حالت به رویایش است که میتواند داشته باشد.
ولی روزی بزرگترین پیشنهادی که میتواند تصور کند به او میشود،
شرکت در مسابقهی "شاهراه".
بزرگترین و خطرناکترین مسابقهی موتورسواریِ غیرقانونی جهان.
این پیشنهاد زندگی کژال را دستخوش تغییرات زیادی میکند..
خلاصه کتاب:
آهیر با سن کَمِش بزرگه محله است.. در شب عروسیش، عروسش مرجان رو میدزدن و توی پارک روبروی خونه اش، جلوی چشم آهیر میکشنش.. آهیر توی محل میمونه تا دلیل کشته شدن مرجان و قاتل اونو پیدا کنه.. آهیر که یه اسم کُردیه به معنای آتش، در ظاهر آهنگری میکنه ولی کسی از شغل اصلیش خبر
نداره.. حالا پروا خبرنگارِ سرتقیه که به تازگی همسایه آهیر شده و توی هر سوراخی سرک میکشه.. پروا از قضا دل آهیر رو برده ولی به آهیر شک داره و..
خلاصه کتاب:
زهرا، دختری چادری که به عنوان پرستار وارد خانه ماهد می شود. ماهد پسر بی قید و بند و رئیس شرکت حسابی او را آزار می دهد تا اینکه به خواست پدر ماهد آنها اجبارا با هم محرم می شوند...
خلاصه کتاب:
ویولت بیست ساله قرار بود وارد ربع کاتبان شود و زندگی آرامی در میان کتاب ها و تاریخ داشته باشد. اکنون، ژنرال فرمانده که به عنوان مادر سرسخت او نیز شناخته میشود به ویولت دستور داده است که به صدها نامزدی که در تلاش برای تبدیل شدن به نخبگان ناوار هستند بپیوندد: اژدها سواران.دوستان، دشمنان، عاشقان.همه افراد در کالج جنگ بسگیات یک دستور کار دارند زیرا پس از ورود،تنها دو راه وجود دارد: فارغ التحصیل شوید یا بمیرید.
خلاصه کتاب:
مورفین: آلکالوئید مخدری که فقط برای تسکین دردهای شدید تجویز می شود.
حالا که میدونی چقدرمعتادتم و چقدر استخوونام برات درد میکنه بیا و مورفینم باش...
خلاصه کتاب:
داستان درباره دختری هست به اسم زهرا از یه شهرستان کوچیک که بعد از 24 سال متوجه میشه از بدو تولد وارد خانواده اشتباهی شده... خانواده ای که دوستشون داره اما خانواده واقعی اون نیستند..
خلاصه کتاب:
من غیاثم! غیاثِ ساعی! بوکسور زیر زمینی ۳۰ سالهای که یه شب از سر مستی با یه دختر کوچولوی ۱۹ ساله همخواب میشم! منی که از جنس مونث فراریم واسه آزار دادن اون دختر بچه دست به هر کاری میزنم ولی حواسم نیست که دل و ایمونم بند اون دوتا چشم مشکی رنگش شده! اینو زمانی میفهمم که دختر کوچولویی که با دستای خودم بزرگش کردم، با بچه ای که از من تو شکمش داره ترکم میکنه و...
خلاصه کتاب:
ترنم یه داستان برگرفته از واقعیت هست. داستان پسریه که عاشق نامزد دوستش میشه. سعی میکنه از این دختر دوری کنه اما وقتی میفهمه این نامزدی زوری هست و دوستش سعی داره به ترنم ت*جاوز کنه دیگه نمیتونه عقب بمونه. حالا باید ترنم رو عاشق خودش کنه در حالی که خودش نوه یه تاجر مراکشی هست که رسومات خاص و سفت و سختی برای ازدواج و ح*جله و ... دارن . از طرفی ترنم برای خاندان مراکشی امیر دختری خارج از عرف و رسومات به حساب میاد ... امیر با پدر بزرگش یه شرط میبنده... یه شرط که شب ح*جله اونو سر دو راهی بدی میذاره...
خلاصه کتاب:
در مورد دختریه که بهش تعرض شده وحالا چند سال هست از اون موقع گذشته
و دوست برادرش قراره با شیوه های مخصوص به خودش دختر داستان رو معالجه کنه
حالا این شیوه ها می باش....
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.