خلاصه کتاب:
فیاض مرد خشن و زخمخوردهای که توی نوجونیش توسط یه زنِ زیبا و افسونگر چیزهای کثیفی رو تجربه میکنه که در آینده باعث ایجاد بُعد روانیش میشن و از تمام زنها بیزار میشه، حالا با نزدیک شدنش به دخترِ اون زن سعی داره گذشتهش رو تلافی کنه...
خلاصه کتاب:
دختری داغ دیده از مرگ عشقش با جنینی از وجودیت مردش به سانی که حتی اجازه عزاداری را به او نمیدهند مجبور است سر خم کند در مقابل رسومات خانواده پیرو حرف ریش سفید ایل تبارش به عقد برادر شوهر سرد و خشکی در بیاید که در زندگی از تنها کسی که متنفر است دخترک داستانمان است حامی : به چشم دیدم نفرت انگیز ترین زن زندگیم ام را حال که بیوه مرده برادرم است وقت انتقام است حال که قرار است به عقد خودم در بیاید زمان تاوان پس دادن است تاوان دوری و سختی هایی که من کشیدم.
خلاصه کتاب:
دختر قصه ی ما که از کودکی والدینش را از دست داده به الجبار با مردی مغرور، ترشو و بد اخلاق در سن کم ازدواج
می کند و مجبور به تحمل سختی های زیاد می شود.
خلاصه کتاب:
تیرداد میرفتاح، تک نوه پسری خاندان میرفتاح، برای انتقام زندگی از دست رفته مادرش با اسم مستعار
امیر همایون راد نزدیک شکوفه ای میشه که شکوفه زندگی پدرشه.شکوفه ای که ندونسته وارد بازی
خطرناکی میشه و تقاص این ندونستن رو با ترک شدن توی روز عروسیش ، درست زمانی که باردار بوده
پس میده.قلبی که لرزید ، زنی که ترک شد ، فرزندی ناخواسته ،که به دنیا اومد.
سرنوشتی یکسان برای دو زن از دو نسل متفاوت…
خلاصه کتاب:
باربد مهرزاد، مرد ۲۸ساله ای که توی خودخواه بودن رو دست نداره ! غرورش رو به هر چیزی ترجیح میده و تنوعطلببودن ، براش یک بازی شیرینه!
رئیس یک شرکت هواپیمایی بزرگه و عادت داره با دخترای رنگ و وارنگ، یک عشق بازی طولانی داشته باشه و بعد از چند ساعت، اونارو برای همیشه از زندگیش خط بزنه ، اما...
خلاصه کتاب:
همه آنچه که الساندرو دی لوسی از زوجه خود میخواهد یک پسر است و بعد از یک سال و شش ماه زندگانی مایوس کننده تمام چیزی که ترزا از همسر سرد بسان یخ اش میخواهد جدایی است، آلساندرا برای بستن معاهده ای تجاری با پدر ترزا به خانه انها می آید و ترزا با اولین دیدار دلباخته الساندرو می شود اما آلساندرو که مردی تاجر، تودل برو و دوست داشتنی بین تمام زن ها است هیچ اشتیاقی به دختر کمرو و سربه زیر مانند او ندارد، پدر ترزا با دیدن عکس العمل دخترش نسبت به این مرد جوان به این سرانجام میرسد که آلساندرو مناسب ترین داماد برای اوست و قصد می کند که می خواهد او با دخترش ازدواج کرده و برای او یک وارث به دنیا بیاورند.
خلاصه کتاب:
فیروزه دختر عمه ای داره به اسم سپید که 15 سالشه،سپید تو بچگی مادرشو از دست میده و باباش یه مدت گموگور میشه و سپید یه مدت پیش فیروزه که اونموقع 8سالش بوده زندگی میکنه واسه همین خیلی دوسش داره
سپید که در جریان رابطه میعادو فیروزس با بچه بازی و حسادت رابطه اینا که داشت دوباره جون میگرفتو به گند میکشه جوری که همه تو لجنه کاراش فرو میرن
جلد اول اینجا تموم میشه
البته نویسنده خیلی مفصل درمورد همه چی توضیح داده که نه تنها خسته کننده نیست خیللیییم جذابه
داستان یه سری فلش بک داره هم از گذشته میگه هم آینده هم حال
و جلد دومو نوشت که گره های کور جلد اولو باز کنه،به قول نویسنده دلش راضی نمیشد که این زحمت 10ساله همینجا ....
خلاصه کتاب:
ریحانه دختر بسیار زیبایی که در ۱۵ سالگی بهش تعرض میشه ، از ترسش به هیچکس چیزی نمیگه ولی رفتاراش تغییر میکنه و میشه مرده متحرک…
هفت سال میگذره ریحانه تبدیل میشه به یه دختر قوی و موفق اما نمیزاره هیچ مردی نزدیکش بشه.
وقتی که ریحانه از همه مردا دوری میکنه آراد پسر مغرور و پولدار که هروقت اِراده کنه دخترا براش میمیرن وارد زندگی ریحانه میشه و جذب دخترمون میشه…
اما ریحانه بخاطر گذشتش فکر میکنه لیاقت آرادو نداره برای همین قبولش نمیکنه در حالی که داره از عشق آراد میمیره…
خلاصه کتاب:
تو بهخاطر من از همه چیزت گذشتی! من هم بهخاطر تو میتونستم کل دنیا رو بهدست بیارم. اما دبه در آوردی، قرار بود بری دستشویی و برگردی؛ اما بهجای برگشتت بیرون رفتن متورت رو از در خونه دیدم، تو دبه در آوردی و من هم دبه در آوردم.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.