خلاصه کتاب:
اون قراره بهش نشون بده یه مرد واقعی چطوری با یه زن رفتار میکنه...
سابین:
تا قبل از هیوگو هیچوقت نفهمیده بودم یه مرد وقتی واقعاً بلد باشه از یه زن
مراقبت کنه، چه حس فوقالعادهای داره.
همهچی از وقتی با هیوگو بودم، فرق کرد...
خلاصه کتاب:
نیلوفر که از کنایهها و رفتارهای تحقیرآمیز اطرافیانش خسته شدهاست برای تغییر سرنوشتش تصمیم به ترک شهر و محل زندگیاش میگیرد. با این تصور که برای خودش آیندهای بهتر بسازد، به دنیایی جدید وارد میشود؛ اما طولی نمیکشد که متوجه میشود این تغییر آسان نیست! او با پاکی و سادگیاش پیش میرود غافل از اینکه در این دنیای پرهیاهو، شیطان در کمین دلهای ساده است...
خلاصه کتاب:
اون یه ویرانگر بی رحم
پر از خشونت و وسوسه ست!
اون هرکی رو بخواد تو دام خودش میندازه و از صفحه روزگار محو می کنه.
کارنمارشال یه شیطان واقعی!
و تو رستا!
چاره ای در مقابل اون نداری جز تسلیم شدن
تو دخترک گستاخ و بی پروای شرقی باید خودت رو به اون ببازی
با اینکه سرسختی اما نمی تونی در مقابل اون دووم بیاری
پس دست و پا نزن و تسلیمش شو..
خلاصه کتاب:
شهرزاد و امیر عاشقانه یکدیگر را دوست دارند. اما با فرار باران؛ دخترعموی امیر به همراه بنیامین عموی شهرزاد؛ پای شاهان که برادر باران است و از قضا وکیل ماهری است به قصه باز میشود...
شاهان که طبق رسمی خانوادگی در شرف ازدواج با دخترعمویش بانو؛ یعنی خواهر امیر است در راه پیدا کردن خواهرش؛ شهرزاد را در عمارت پدربزرگش اسیر میکند...
در این بین؛ عشقی که زادهی انتقام است جوانه میزند و این جوانه نبردی سخت به راه میاندازد...
اما با بازگشت شخصی آشنا از گذشته؛ مسیر داستان عوض میشود...
خلاصه کتاب:
رمان به امگای داستان مربوطه...
امگا زمان تولدش با روز خاصی یکی میشه. همون باعث قدرت هایی میشه که ممکنه در آینده به دست بیاره و وقتی با آلفای خودش جفت بشه به نهایت خودش میرسه... جادوگرها همونطور که میدونین انحصار طلب و تشنه ی قدرتن و دوست دارن از همه چیز برتری داشته باشن.. پس با خون آشام اعظم که قدیمی ترین خون آشامه تصمیم میگیرن که امگا رو جایی نگه دارن که نتونه به درستی از قدرت هاش استفاده کنه... یعنی ' سرزمین خون آشام ها'
خلاصه کتاب:
فاتح آژند
مردی وحشی و زنباره که...
هر24ساعت چندتا دختر هم نمیتونن راضیش کنن.
بدنش ششتکه و مغزش پر از نفرته.
پولش از پارو بالا میره و هزارتا خدم و حشم داره که جلوش دولا میشن تا اوامرشو اجرا کنن اما یهو دلشو به دختری میبازه که مثل برف سفید و مثل بلوط سخته.
برفین...
این دختر همونیه که فاتح آژند میخواد تا آتیش شعلهورشو باهاش خاموش کنه...
ظریفه؟! نمیتونه؟!
ولی فاتح اومده که فاتح میدون باشه، اون دخترِ سفیدبرفی رو میخواد فقط واسه خودش...
خلاصه کتاب:
شاه آیهان مردی که به واسطه ی گذشته اش تبدیل به آدمی شده که برای قدرت و ثروت پا رو هر چی گذاشته تا یه آدم مشهور و موفق بشه ؛ تا حدی که همه بهش لقب "شاه" میدن. برای رسیدن به این موقعیت به نواز که سال ها دوست دخترش بوده هم رحم نمیکنه و ازش سواستفاده میکنه.اما نواز به تحریک پسری که تازه وارد زندگیش شده تصمیم می گیره آیهان رو بکشه اما موفق نمیشه و نواز به شکل بدتری در دام آیهان میفته آیهان برای انتقام کاری با نواز می کنه که...
خلاصه کتاب:
پدر خورشید ، کارگر کارخونه امیرعلی کیان آراست . اما طی یک حادثه ای ضرر چند میلیاردی به کارخونه می زنه . امیرعلی ادعای خسارت می کنه ، پدر خورشید قادر به پرداخت نیست و امیرعلی که مرد 33 ساله و متاهلی هست ، شرط می زاره ، پدر خورشید باید خسارت و پرداخت کنه و در صورت قادر نبودن در پرداخت خسارت ، یا باید به زندان بره و یا دختر 20 سالش و به عقدش در بیاره . امیرعلی نشون می ده که مرد بول هوس و هوسبازیه که با وجود زن و زندگی بازهم چشمی به جسم باکره خورشید داره ، در صورتی که خورشید را با قصد و نیت دیگه ای به خونش کشونده و می خواد ...
خلاصه کتاب:
ماهان جاوید تمام عمر سعی کرده آدم خوبی باشه، یه فرزند خوب، یه برادر خوب، یه وکیل خوب، اما کسی نمیدونه توی دلش چه نفرت عجیبی ریشه داره. اون یه آدم دوستداشتنی و جذابه اما به وقتش که بشه میتونه خشن و انتقامجو هم باشه. و حاال بعد ۲۵ سال، مجبوره پروندهای رو برداره که همهی خشم و نفرتش رو بیرون میکشه.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.