خلاصه کتاب:
چند ماهی از مفقود شدن آیدا میگذرد. برادرش، کمیل همه محله را با آگهی گم شدن او پر کرده، اما خبری از آیدا نیست. او به خانه انتهای بنبست مشکوک است؛ خانهای که سکوت طولانیاش با ورود طاهر و سوده و بیوک از هم میشکند و خلوت بابونه، دختر خانهی بنبست با ورود یکباره همه اعضای خانواده از هم میپاشد.
اما این همه ماجرا نیست...
خلاصه کتاب:
من و نگار دوره کارشناسی رو با هم تو یه دانشگاه تموم کردیم و رتبه هامون برای ارشد بهم نزدیک بود هر دو با هم دانشگاه رشت رو انتخاب کردیم و هر دو هم قبول شدیم...
خلاصه کتاب:
ساسان برای گرفتن انتقام از حاج هاتف توانگر که تاجری موفق و مذهبیه دخترش ملودی حامله میکنه و درست وقتی که ملودی عاشقش شده رهاش می کنه...
علی رفیعی، مردی سنتی و مذهبی که پناه ملودی ای میشه... که بخاطر بارداری نامشروع خودشو از همه غایم میکنه، دختری که با عشق اشتباه باردار شده، ملودی برای مجبور کردن علی به ازدواج صوری نقشه میکشه و وانمود میکنه بهش تجاوز کرده اما....
خلاصه کتاب:
عشقی ناممکن از دل انتقام!
پدارم، برادر پناه محکوم به قتل رادمهر میشود و پناه برای نجات برادر و خانواده اش عروس خون بس رادمانی میشود که به دنبال انتقام گرفتن از قاتل برادرش هست ... جلد دوم
خلاصه کتاب:
ملیکا دختری که برای فرار از جو خونه با کیان دوست میشه و درست بعد از اولین شبی که از روی عشق علاقه ای که به کیان داره باهاش رابطه بر قرار میکنه .کیان اونو پس میزنه و دیگه نمی خوادش . ملیکا افسرده و منزوی میشه و برای اینکه خانوادش ماجرارو نفهمن صداش در نمیادولی غافل از اینکه برادرش ماهان ماجرارو میفهمه.
تا اینکه یه پسر جذاب و خوش صدا سر راه ملیکا قرار میگیره وقصه رو پیچیده تر میکنه ....
خلاصه کتاب:
همه میگن بزرگترین و مخ ترین دکتر تهرون؛ ولی من میگم دیوث ترین و دخترباز ترین پسر تهرون!
روزبه سرمد یه پسر سی و چند سالهی عوضی نخبهس که تقریباً تمام پرسنل بیمارستان خصوصیش؛ از زن و مرد گرفته تو کَفِش تاید شدن
حالا... این قناری خفن سیکس پک دار قد بلندی که حتی سیبیل کلفتای حراست بیمارستانم میخوان واسه یه بار زیرش جر بخورن از شانس خوب یا بد پسر عموی تخمی تخیلی منه!
خلاصه کتاب:
آهار روایت دختریست که از بخت بدش توی ۲۰ سالگی بیوه میشه...! برای نجات از ازدواج با مردی که همسن پدرش هست، به اتاق برادر شوهر سابقش، اردوان پاشا نسب پناه میبره. مردی که ریشههای خشک شده عشق رو دوباره توی قلبش شکوفا میکنه!
اردوان...
پسری که به دیوونگی و کله شقی معروفه...!
بعد دو سال فرار، به ایران و خونهاش برمیگرده.
و برگشتنش برابر میشه با روبرویی با بیوهی برادرش!
همون عشق ممنوعهای که برای فراموش کردنش از ایران رفته!
همه چیز از جایی شروع میشه که آهار، دلبر چشم سبزش، برای نجات از ازدواج اجباری با مردی که خانواده اش براش صلاح دیده بودن به اتاق اردوان پناه میاره....
خلاصه کتاب:
پروا تک فرزند خانواده که در عین رفاه مالی با سرخوردگی های عاطفی رشد می کنه و به خاطر مسایلی که در ادامه براتون روشن میشه یاد میگیره به هیچ کس وابستگی عاطفی پیدا نکنه چون تصورش اینه که همه مردا مثل همن !اما زندگی تو یه مسیر متفاوت از تفکرات اون هلش میده و ناخواسته وارد یه رابطه میشه که کل سیستمشو متحولت میکنه و...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.