خلاصه کتاب:
من به دنیا آمدم که ملکه باشم، اما این انتخاب من نبود!
من متفاوت بودم، من چیزی بیشتر از کالبدم بودم و این جرم من بود.
قاضی با قهر و غضب حکم داد! مرا یاغی خواندند، مرا از خویشتن راندند، دورم کردند!
من به حکم تن دادم! سر خم کردم و صدای شکستن تاج روی سرم گوش عالم را کر کرد. تاج واقعی نبود، جواهر نشان نبود، من شایستهی این منصب نبودم!
خلاصه کتاب:
رمان چهارده یازده یک روایت مافیایی است. آترا دختری که با دوست پسرش یه پیج خبرساز اینستاگرامی رو اداره می کنن برای تهیه خبر از کسی که فهمیدن تو کار تولید شیشهاس، به محل کارش نزدیک میشه تا از آزمایشگاهش فیلم بگیره ولی گیر آدم های کاپو می افته و مجبور میشه برای زنده موندن…
خلاصه کتاب:
مستانه غرقه تو نوجوانیش... مثل تمام دخترهای کره ی خاکی مرد برای اون یعنی پدرقهرمانش.
و چه بهتر که مردی رو انتخاب کنه که شباهت زیادی به پدرش داره و میتونه مثل پدرش قهرمان باشه و در عین حال مرد زندگیش.
خلاصه کتاب:
در ادامه ی رمان دلبر{جلد اول} همه چیز عوض میشه...دلبر که تو این مدت هم از حامی و هم از شاهرخ ضربه های جبران ناپذیری خورده مصمم میشه واسه انتقام و از شاهرخ دل میکنه... مصاف عشقی کهنه و انتقامی پرشور تقاص یا بخشش؟
خلاصه کتاب:
دلبر دانشجوی سربه هوای استاد توتونچی واسه کمک به استادش وارد یه بازی خطرناک میشه غافل از اینکه حامی پسرعموی عاشقش سر از ماجرا درمیاره و نمیذاره داستان اونطور که هست پیش بره و...
خلاصه کتاب:
من ماهرخ... فقط ۱۵ سالم بود که خونبس پسر ارباب شدم. اون پزشک روستا بود، مردی پر جذبه که از زن اولش بچه دار نمیشد… همونقدری که هیبت اش من و میترسوند اون هم از من متنفر بود برای همین میگفت نمیخواد ازم بچه دار بشه… ولی بلاخره به اصرار مادرش شبی جلوی چشمای زنِ اولش…
خلاصه کتاب:
آلا میثاقی دانشجوی پزشکی، درست وقتی که دورهی کارورزی را در بیمارستان شروع میکند؛ با چالش جدیدی در خانواده روبرو میشود
این چالش آن ها را مجبور میکند تا به محلهی قدیمی برگردند
جایی که حاتم سلطانزاده در آن بزرگی میکند
خلاصه کتاب:
رعنا دختری که در روز ختم مادرش چشمانش به گلنار، زن پدر جدیدش افتاد که دوشادوش پدرش ایستاده بود. بلافاصله پس از مرگ مادرش پی به خیانت مهراب، پدرش، با گلنار آبدارچی مدرسه اش می برد. برای انتقام از مهراب خود را وارد یک ازدواج قراردادی با شاهرخ میکند. شاهرخ، مردی است که در پی از دست دادن پدرش بار خانواده ی پنج نفره اش را به دوش می کشد و مردانه به روی خواسته های خود پا می نهد. مردی که پس از دریافت پیشنهاد وسوسه برانگیز از طرف رعنا، پا به روی تمام خط قرمز هایش می گذارد تا او را داشته باشد. ازدواجی که برای شاهرخ
خلاصه کتاب:
من بد اخلاق نیستم؛ اما خب قرار نیست با همه خوب باشم؛ چون حرف زور تو کتم نمیره، زیادم برام ناز نکن چون دنبالت نمیام یه جوری ترکت میکنم که صدای پام رو هم نشنوی...
خلاصه کتاب:
به پادشاهی اونها خوش اومدین...
هرگزفکرنمیکردم دوباره پامواینجابزارم.
ولی۴سال بعدمن اینجام،برگشتم تاسال آخر دبیرستانو توی رویال هارت بگذرونم.
و مجبور به روبرو شدن باجیک کاوینگتون شدم.
اولین دوستم،اولین عشقم،اولین بوسَم.
فقط اون،همون پسری نیست که قلبمو بهش دادم.
این جیک جدید به همون اندازه که جذابه،بی رحم هم هست.
و مصممه زندگیمو به جهنم تبدیل کنه.
بهمراه خانواده و رفقای ظالمش.
اگه جیک کاوینگتون میخواد که من برم....باید بیشتر تلاش کنه.
چون با بد کسی درافتاده.
جیک ازم متنفره،ولی من نمیدونم چکاری با اون انجام دادم.
ولی تصمیم دارم بفهمم ،البته اگه بتونم از قلدری هاشون جون سالم به در ببرم.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.