خلاصه کتاب:
رمان راجع به دختر و پسری به اسم نعنا و کیارشه که در گذشته خیلی همو دوست داشتن ولی بابای کیارش نعنا رو تهدید میکنه و نعنا مجبور میشه کیارش رو از خودش برونه و کیارش از نعنا متنفر میشه.
حالا بعد چند سال نعنا مجبور به کار تو شرکت کیارش میشه
خلاصه کتاب:
بی حوصله خودکار رو توی دستم تکون میدم و به استاد
نگاه میکنم.
اون برخلاف من انگار پر از انرژیه.
بالاخره کلاس تموم میشه و استاد بعد از اینکه
توضیحات لازم رو میده کلاس رو ترک میکنه.
اصلا حوصله صبا رو ندارم بخاطر همین سریع وسایلم
رو جمع میکنم، چادرم رو مرتب و چند تار موی
مزاحمی رو که از زیر مقنعه بیرون اومده رو سر جاش
بر گردونم و از کلاس بیرون میزنم.
با اینکه اون بهترین دوستمه اما گاهی با نصیحتاش
روانم رو بهم می ریزه،اینقدر توی این سال ها نصیحت
شنیدم که دیگه گنجایشش رو ندارم
خلاصه کتاب:
روایت یه درخت طلسم شدس، درختی که پدرخوندهام هر سال یک دختر باکره رو زیر اون درخت سیاه تا سر حد مرگ تحریک میکرد.
و بعد جسم پر از شهوتشون رو روی یک تخته سنگ قربانی میکرد.
یک مار پیتون سیاه رنگ داخلش لونه داشت، با چشمای قرمز ترسناکش!
اون درخت منو فراخوند، مار سیاه پیتون دور بدنم پیچید و من شبیه یک عروسک از داغی و فشاری که داشت به تنم میاورد مسخ شده بودم.
اون هیولا با ارضا کردن جسمم خودشو ازاد کرد و من رو به عنوان جفتش اسیر غل و زنجیر انتقامش کرد..."
(اغبر به معنی شوم/تاریک/غبارآلود)
خلاصه کتاب:
سایه یه دختر ۲۰ساله آروم و بسیار درونگرا هست کسی که تااین سن هیچ دوست جنس مخالفی نداشته...خیلی اتفاقی توتلگرام با مردی به اسم آراز اشنا میشه و برای مقابله بااین استرس بصورت مجازی باهاش وارد رابطه میشه
خلاصه کتاب:
مدیرعامل بزرگترین مجموعهی هتلهای بینالملی پریسان پسری عبوس و مرموز که فقط صدای چکمههای سیاهش رعب به دلِ همه میندازه یک شب فیلم رابطهی ممنوعهاش با مهمون ویژهی اتاقِ vip هتلش به دست دخترتخس و شیطون خدمتکار هتلش میفته و...؟
خلاصه کتاب:
بعد از دیپلم گرفتن نسرین، خواستگاری به اسم امیر برای او پیدا می شود. نسرین در ابتدا قبول نمی کند، اما بعد از دیدن امیر در جلسه خواستگاری عاشق او می شود و به سرعت می پذیرد. در حالیکه خودش می داند امیر او را دوست ندارد. آنها با وجود فاصله طبقاتی و اخلاق خاص مادر و خواهران امیر با یکدیگر ازدواج می کنند....اما هیچ چیز خوب پیش نمی رود...امیر رفتاری سردی در پیش می گیرد و کارهای مشکوکی می کند...تا اینکه نسرین متوجه ونوس می شود که دختر عمو امیر هم هست و از شوهرش طلاق گرفته و با امیر ارتباط دارد.
خلاصه کتاب:
هرمان پسری مبتلا به یک اختلال نادر... اختلالی خطرناک و ترسناک که خودش از این موضوع بیخبره... پسری بیبند و بار و به فکر عیاشی و پول در آوردن از راه خلاف و مردم گریز...
با قتل ناگهانی پدرش و شروع تلفنهای ناشناس و رو شدن حقایقی که درکی ازشون نداره تازه اون به هیولای درونش تبدیل میشه هیولای ترسناکی که نه تنها افراد دور و برش بلکه خودش هم نمیتونه کنترلش کنه...
که پویا و آوا رو درگیر پروندهای سخت...
و زندگی همراز رو دگرگون میکنه...
حالا این افراد چه ارتباطی بهم دارن؟؟
خلاصه کتاب:
حنا زنی جوان و شکست خورده که سا ل ها قبل به صورت قاچاقی از کشور
دزدیده و فروخته شده و محکوم به تن فروشیه
اما یک شب وقتی میفهمه قراره بازیچهتر از چیزی که هست بشه تصمیم به
فرار میگیره و حین فرار و در عین ناامیدی در دل یکی از شبهای تاریک و
زیبای شهر پروجا با سیدالیاسطباطبایی روبهرو میشه
مردی از جنس نجابت و مردانگی
مردی که از اون شب به بعد مثل یک معجزه زندگی حنا رو زیر و رو میکنه و
به قلب شکستهاش عشق رو یاد میده
این داستان روایتِ عشقیست هیجانانگیز و پرفراز و نشیب... عشقی که در دل
تفاوتهای زیاد فرهنگی و عقیدتی رخ خواهد داد
خلاصه کتاب:
چمدانش را پشت سرش میکشید و نگاهش روی پارچهی مشکی رنگ وصل شده
بر سر در خانهی پدریاش خیره ماند .
از اینکه بعد از ده سال در چنین شرایطی برگشته بود حس ناخوشایندی داشت .
هیچ وقت دلش نمیخواست برود ولی خواسته بودند که برود ...چه میتوانست
بکند ...
پسر بزرگ خانواده بود !چشم و چراغ پدر و امید مادر ....ولی دست روزگار کاری
کرد که ده سال در غربت بماند و حاال در این بلبشو بازگردد ...
خلاصه کتاب:
همه چیز به یک تغییر نیاز دارد؛ تغییری از جنس لمس شدنی!
تغییری که هم خودت و هم زندگیات را شامل میشود.
گاهی لازم است برای این تغییر دل به کارِ به نظر اشتباهی ببندی، در حالی که همان کار پایان رؤیای تو میشود.
به سان "بالی برای سقوط"
اما...گاهی اوقات سقوط، سبب بالا رفتن میشود.
میگویی: خیر!
پس بنشین و نگاه کن که چرخهی روزگار، چه ها که نمیکند...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.