خلاصه کتاب:
سروان دلربا دلیری برای گرفتن انتقام خون پدر و مادرش از ققنوس، وارد نیروی پلیس شده. حالا بعد از ده سال، پرونده ی ققنوس دوباره باز شده و دلربا خودش را به آب و آتش میزند تا به شخصه وارد عمل شود؛ اما سرهنگ ورودش به این ماموریت را منوط به قبولی دلربا در آزمون و آموزش سرگرد معراج رستگار میکند...
خلاصه کتاب:
علی، مردی مذهبی و سر به زیره که برای گرفتن حق برادرش دختر دشمنشون رو می دزده، دختری که تازه از آلمان برگشته و در قید و بند هیچی نیست، و با وجود تفاوت هاشون علی یه دفعه می بینه عاشقش شده و...
خلاصه کتاب:
مرگ تنها عروس خاندان حسینی، باعث افسردگی نوهی شش سالهشان میشود. شوکا روانشناس ماهر شهر با خاندان حسینی، در ازای درمان امیرعلی معاملهای عجیب میکند.
خلاصه کتاب:
ارزان فروختم بکارتم را هم خوابه مردی شدم که حتی اورا نمیشناختم در این منجلاب هوس و گناه دستو پا زدم قصد کشتن خود را داشتم که فهمیدم باردارم فلاکت به اوج خودش رسید که من دخترکی مادر شده با شناسنامه سفید و بکر بزرگترین حقیقت دروغ زندگی ام را فهمیدم اطرافیانم که انها را خانواده می پنداشتم گرگانی در لباس سفید بره بودند که مرا در این لجن همراهی کرده ....تاوان خواهند داد تا ان قطره قطره خونی که از چشمانم بارید فرزندی که از وجودم گرفته شد من زنی که به قعر جهنم کشیده شده همه را با خود دفن خواهم کرد
خلاصه کتاب:
اسنا برای انتقام گرفتن و رسیدن به قاتلهای خواهرش پیشنهاد دکتری به نام هرمز رو قبول میکنه،او به پسرهای معروف و پولدار نزدیک میشه و بعدازنزدیک شدن با آنها با گرفتن عکس اونها رو تهدید به بردن ابروشون پیش خونوادشون میکنه،،توی یکی از همین پارتی ها با پسر یکی از حاجیهای شهر به نام وریا آشنا میشه ولی به جای انتقام عاشق اون میشه و...
خلاصه کتاب:
من آهو ام که با همه چیز راحتم جز عشق
عادل کیه؟ اونی که حاضرم به خاطرش با ترس های اونم بجنگم
وقتی همه می خوان برای عشق بمیرن، تو حاضری به خاطر عشق زندگی کنی؟
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.