خلاصه کتاب:
آیهان فشن بلاگر، مغرور ومعروفی که با یک کینه و حس انتقام قدیمی تن به ازدواج بامروارید دختر حاج بهرام ثروتمند ترین جواهر فروش شهر میدهد تا به تقاص زخمی که حاج بهرام بر قلب خواهرش گذاشته است... بر سر مروارید بیاورد. تقابل عشق و مذهب در عاشقانه هایی نفسگیر دختری مذهبی و مردی جذاب اما بی بند و بار...
خلاصه کتاب:
روایتی از پروانهای که سالیان پیش بال زد و امروز، طوفانی را به قصد ویران کردن خانهی اردلان مجد به راه انداخت!
درست زمانی که نسل دوم این شراکت، امیر حافظ کبیر، مردی از تبار دین و اعتقاد، به واسطهی چند برگهی سبک از سفیری بینام و نشان، به سنگینی جرم اردلان شک کرد و برای پرده برداری از رازی مخوف سراغ یک زن رفت. زنی که نه او را میشناخت و نه تا به امروز دیده بودش. زنی که مدعی بود تمام دنیایش را به مکر اردلان باخت و اردلانی که تا همان لحظه خوشنامترین و معتبرترین آدم این شهر بود.
خلاصه کتاب:
جلو آمد، مرا میان خودش و دیوار پشت
سرمان حبس کرد و با صدای آرام و شورانگیزی
لب زد :
_ تو این دلبریا رو از کجا میاری آخه؟!
شانه ای باال انداختم و مظلوم گفتم :
نِمدونم بخدا!
در حالی که با احتیاط زیر گلویم را می بوسید، سری با استیصال تکاند و گفت :
شاید دلیل فوت منم، لوندیای زنم باشه!-
امیررررر!
خلاصه کتاب:
زندگی هدیه خدمتکار کم سن و ریز نقش تالار شایگان با جاناتان سی و شش ساله، غول صخره نوردی که همان شب از لندن برگشته در اثر مسمومیت با مواد مخدر گره می خورد.
تصمیمبر سر سقط بچه ای که پدر ومادرش هیچ چیز از آن شب به خاطر ندارند کار سختی است.
جاناتان مردانگی می کند و هدیه را که دو قلو باردار شده عقد می کند اما دوست دختر سابقش با یک بچه پنج ساله پیدا می شود.
در این میان هدیه رازهایی از زندگی گذشته دارد که باعث هر چه بیشتر شدن حس حقارتش می شود و از جاناتان دوری می کند.هدیه نمادی از دختران ایرانی قربانی اعتیاد خانواده و جاناتان نمادی از یک مرد واقعی است.عشقی که بین این دو با وجود تمام تفاوتهایشان شکل می گیرد تمام قوانین جامعه را نقض می کند.
خلاصه کتاب:
دامون پیران بازیگر مغرور و هوسرانی که دختر بی پناهی رو نجات میده و میبره خونه خودش و ازش میخواد در ازای جای خواب محرمش بشه..
ولی نمی دونه اون دختر تازه از زندان آزاد شده و با نقشه پا به زندگیش گذاشته تا دامون و عاشق خودش کنه و بعد از جلب اعتمادش...
خلاصه کتاب:
دنیا دختره تخسی که وقتی بچه بود بیش فعالی شدید داشت یه جوری که راهی آسایشگاه روانی شد و اونجا متوجه شدن این دختر یه دختر معمولی نیست و ضریب هوشی بالایی داره..
تو سن ۱۹ سالگی صلاحیت تدریس تو دانشگاه رو میگیره و با سامیار معتمدی پسره مغرور و پر از شیطنت و البته جذاب و دختر کش که به هیچ دختری محل نمیده و دخترا فقط و فقط براش سرگرمی ان ..بخاطر شرایطی که دنیا با اختراعش تو کشور های دیگه داره ..روی دنیا شرط میبنده و میخاد مخ دنیا رو واسه رسیدن به اهدافش بزنه درحالیکه دنیا فکر میکنه عاشقشه و..
خلاصه کتاب:
مسیح بعد از سالها برمیگردد تا از مردی انتقام بگیرد که زندگیاش را ویران کرد — پدرِ ترانه
اما میان خشم و گذشته، ترانه ظاهر میشود؛ دختری که نباید دوستش میداشت، اما نمیتواند از او بگذرد.
حالا عشق و انتقام در یک مسیر افتادهاند…
مسیح، مردی ده سال بزرگتر، با چشمانی پر از راز و زخمی که هنوز التیام نیافته، میان خواستن و انتقام در نوسان است رابطهی آنها آرام آرام از مرز های ممنوعه عبور میکند؛ جایی که عشق، خشم، و حقیقتهای پنهان در هم میپیچند
و عشق درست از جایی شروع میشود که باید پایان می یافت
پایان خوش
خلاصه کتاب:
داستان زندگی دختری که خانوادهی سختگیر و مذهبی دارد و جای او تصمیم میگیرند که با کسی که هیچ احساسی نسبت به او ندارد ازدواج کند، یاس دختری با سرنوشتی عجیب که با فراز و فرودهایی همراه است.
سرنوشتی که با آدمهای متعصبی گره خورده که روزگارش را سیاه میکنند.
ازدواج اجباری یاس با مردی که بیمار است، دوام نمیآورد، و خیلی زود رازی بر ملا میشود که والا و یاس را مقابل یکدیگر قرار میدهد، اما در جایی که فکرش را نمیکردند.
خلاصه کتاب:
هفت خبیث بزرگ، عاقل و پخته شدن.. شاهرخ از زندان آزاد شده که خبر میدن خاله ایران فوت شده.. همگی جمع میشن و با حمایت شاهین پسر خاله ایران، خانه خاله ایران رو تبدیل میکنن به یه رستوران ولی ….
ادامه رمان هفت خبیث
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.