خلاصه کتاب:
همه چیز از یک حادثه شروع میشود! یک فرار مملو از ترس و وحشت.
مادری که فرزندش را چون شیای قیمتی در آغوش گرفته و میگریزد. کودکی که یک شخص عادی نیست. خروار خروار شکوه و دولت دنباله روی اسم و رسمش است. امضای مرگ مهر مختومه پای آرزوهای مادرانه میکوبد و کسی نمیداند اقبال کودک شاه منصب چه میشود و تقدیر او را به کجا میکشاند.
خلاصه کتاب:
خلاصه: همراه می شویم با دختری از دیار استقامت،صبر وبردباری…در نبردی ناعادلانه، که رخ جنگ جوییش را با لطافت هنری درونیش می آمیزد…او برای هر آنچه که می خواهد باید […]
خلاصه کتاب:
دختری زیبا رو و دانشجو که درگیر یک مثلث عشقی عجیب است و خود دلبسته یکی از آنها؛ اما دست زمانه و
غیرت مردانهی آن یکی راس مثلث زندگیاش را عوض میکند و در شب نامزدیاش با عشق چندین سالهاش بلایی به سرش میاید
که مجبور به گذشت از معشوقش میشود، چون…
خلاصه کتاب:
درمورد دختری به اسم حور که دارای یک قُل دیگه به اسم رویاست که شر و شیطونتر
از حوریه میباشد نامزد حوری که یکماه مانده به ازدواجشان، او را ترک کرده خانوادهاش
میخواهند تا او به عقد پسرعمهاش سعید دربیاید تا آبروی از دست رفتهی آنها را برگرداند؛
ولی حوری با این ازدواج شدیداً مخالف است چون باز هم عاشقانه نامزدش را دوست دارد و
خلاصه کتاب:
میخوام بنویسم از یه جفت دل که گشتن و گشتن تا به هم رسیدن
شاید هیچ کدوم به ته خط فکر نمیکردن!
داستان من داستان یه جفت دله که فاصلشون از اینجا تا آسمونه.
یه دل که دریای محبت و از خود گذشتگیه و دلی که نفوذ ناپذیر و سراسر غرور و سردیه مثل سنگ….پایان خوش
خلاصه کتاب:
هادسون(#Kiera_Hudson) پلیس تازه کار 20 ساله ای است که بعد از تمام شدن دوره ی آموزشی اش به شهر متروک و دورافتاده ای به نام رگد کوو (Ragged Cove) فرستاده میشود، شهری که زندگی اش را برای همیشه عوض میکند. او در طی تحقیقاتش درمورد قتل های مخوف زنجیره ای، نبش قبرها، و مفقود شدن مردم پی میبرد که زندگی خودش هم درخطر است. هادسون باید حقیقت را از زیر خاک بیرون کشیده و بفهمد چه کسی یا چه چیزی پشت این مرگ های وحشتناک است ...
خلاصه کتاب:
این رمان داستان زندگی دختری را روایت میکند که بیخبر از آیندهی پیش رویش دل به تلهای میدهد که او را به چاه عمیقی پرت میکند. چاهی که با دستانی آلوده به انتقام حفر شده است. تیرگیها دور تا دور زندگیاش میپیچد اما دور نیست لحظهای که دستان نجاتبخش او را از میان چاه تنهاییاش بیرون بکشد و قرار بیقراریهایش شود.
خلاصه کتاب:
بهار دانشجوی دندانپزشکی، دختر زیبا و مهربونیه که حمایت سهتا برادر باغیرت و متعصب رو پشتش داره. به مردی دل میبنده که سراسر وجودش غرور و خشونت نشسته. یه ارتباط شکل میگیره که یه سرش محبت، مظلومیت، لطافته و یه سرش غرور و کلهشقی. وقتی پای احساس میاد وسط, حالا که قراره دلا به هم نزدیک بشن, حقایقی رو میشه که پای برادرای بهار به ماجرا باز میشه. وقتی حرف غیرت و تعصب وسط باشه هیچی نمیتونه جلوی یه مرد رو بگیره…
خلاصه کتاب:
هم اکنون رمان عاشقانه جدید و جذاب براتون داریم که در مورد یه دختر و پسره که دختره باباش به جرم کلاه برداری رفته زندان بعد آزاد میشه و بعدم میمیره ، مامانشم از باباش جدا شده و ازدواج کرده ، این دختر مربی بدنسازی هستش و با خواهرش زندگی میکنه ، خواهره ناراحتی قلبی داره ، در مقابل پسره از یه خانواده سرشناس و مذهبی هستش که پدرش تو جنگ شهید شده و اسم باباش رو روی پسره گذاشتن ، پسره اصلا به خانواده ش نمیخوره خیلی غد و یه دنده ست و …
خلاصه کتاب:
رفتم سمتش و تا من و دید وحشت زده و با چشمای گرد شده خشکش زد و منم با حرص بسته رو از دستش چنگ زدم و خیلی تخص نشستم رو مبل کنارش و دستم و با شدت فرو کردم تو بسته و یه مشت پاستیلای میوه ای شکل بیرون کشیدم و همش رو جا کردم دهنم … شراره همونطوری خشک شده به من نگاه می کرد بالاخره دهن گشادش رو باز کرد و جیغ زد: مامان بابا!
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.