خلاصه کتاب:
کی فکرشو میکرد زندگیم با یه تصادف عوض شه؟ یه شب سرگردون توی جنگل تاریک دنبال بازمانده های تصادف بودم که توسط یه پورتال سر از دنیایی در اوردم تا مدتها فکر میکردم خوابه ... جنگل_مرگ با درخت های درنده و خونخوار ...زخمی و خسته به یه قصر قدیمی اما با شکوه پناه آوردم
پریانی که داستان هاشون رو فقط تو قصه ها شنیده بودم منو به خوبی درمان کردن
اما شب که شد هیولا اومد ...اون رو
ارباب_قلب_سیاه صدا میزدن...هیولای تاریک
اون منو دید و خواست معشوقه اش باشم ...
با تاریک شدن هوا تبدیل به معشوقه فریبنده و زیبای تختش میشدم و تنم پذیرای عشق_بازی هاش .... با تموم تاریکی و خودخواهی درونش منو توی قصرش زندونی کرد...خواستم از دنیایی که پر از موجودات عجیب و غریبن فرار کنم اما پیشگویی منو پایبند هیولا کرد...
این بار وانیا هیولا رو میخواست.....!!!
خلاصه کتاب:
مدیس توی اون شهر هیچکس واقعی بنظر نمیادهمه باعث ترسم میشن رازهایی دارن که هم دلم میخوادکشفشون کنم هم ازفهمیدن راز هاشون میترسم فقط یه نفرهست که باهمه ی رازهایی که داره بازم نمیتونم دوستش نداشته باشم اون فوق العاده زیباست ومن نمیتونم ازکششی که بهش دارم جلوگیری کنم ولی چیزی که توی وجودشه منو میترسونه چون اون یه خون آشامه! ویلیام بااولین باری که دیدمش فهمیدم خودشه بوی اون، مزه ی اون،صداش،همه چیش فرق میکرد میدونستم یه چیزی اشتباهه،میدونستم اون دختر با اون چشمای طلایی نمیتونه یه انسان معمولی باشه ولی هیچوقت فکرنمیکردم اون چیزی باشه که برای من ممنوعه ولی با همون برخورد اول میدونستم که مال منه،میدونستم برای داشتنش باید با خیلیا بجنگم ولی توی نژادمافقط جنگ کافی نیست برای داشتن چیزی که بیشترازهرچیزی میخوای.من یه هیولام وداشتن اون دختر یه اشتباهه ولی من با همه ی وجودم اون اشتباهومیخوام...
خلاصه کتاب:
او رفته بود؟دیگر اورا نمیدیدم .....؟ َ قرار بود تا ابدنبینمش؟! شاید یک روز او را میدید شاید!به کاپوت ماشینش تکیه دادم ..دردی در قفسه ی سینه ام حس میکردم..
خلاصه کتاب:
مدیس ازهمه ی اون خوناشام ها فرار میکنه ازجنگی که در درونش بین خودشواون دوتا خون آشام هست خسته شده به شهرخانواده ی پدریش میره ولی متوجه میشه که اونجا یه چیزایی اشتباهه ایزاک براش بشدت آشناست میخواد تو اون دهکده برای خودش یه زندگی جدید بسازه بدور از همه ی خوناشام ها میخواد قدرت هاش و از همه پنهان کنه ولی مجبور میشه با ایزاک وارد رابطه بشه رابطه ای که عمرش برای خودش فقط یه شبه اون هر شب خواب های عجیب و غریب میبینه و وقتی توی یکی از خواب هاش ویلیام و توی خطر میبینه مجبور میشه دوباره برگرده با چیزایی مواجه میشه که باعث درد کشیدنش میشه ولی با همه چیز مقابله میکنه تنها چیزی که نمیتونه باهاش بجنگه احساساتیه که به رافائل داره رافائل نفرت انگیزه ولی کم کم کاری میکنه که..
خلاصه کتاب:
لیا یه زندگی کاملا معمولی داره. اما ورق وقتی برمیگرده که بعداز فوت پدر ومادرش باید یه تابستونو پیش مادر بزرگش توی یه دهکده ی دور افتاده بمونه... اما حین اسب سواری توی جنگل یهوخودشو توی یه سرزمین وحشی و عجیب میبینه. از همه مهمتر مرد جنگجو و درنده ای که همه اونو آلفا میدونن ادعا میکنه لیا مال اونه و.. مردی که اندازه ی یه غول درشته و چهره اش خشن ترین چهره ایه که تاحالا دیده. کسی که باکرگی لیا رو ازش میگیره... اما بخش عجیبش اینجاست که این کارو نه با زور که با میل و رغبت خود لیا انجام میده!بله درسته لیا کششی غیرقابل انکار به این مرد خشن وبداخلاق داره..
خلاصه کتاب:
یه آدم دو رو و ریاکار. یه دروغگو. یه قاتل. این چیزیه که هستم. با اینکه با خونم به هدفمون عهد بسته بودم، جونمو بهش قسم خورده بودم، قول داده بودم اوت فیت رو تو اولویت قرار بدم. بالاتر از همه چیز.
خلاصه کتاب:
مردی که دوستش داشتم به خاطر من آدم کشته بود. بعد از فداکاری مثل این، خیلی چیزها بی اهمیت شده بود. ما با هم تبانی کرده بودیم تا جنایتی را پنهان کنیم و دروغه اگه بگم این مسئله واقعا اذیتم نمی کنه، خیلی دوسش داشتم
خلاصه کتاب:
پروا برای آزادی برادرش صادق که به جرم قتل به زندان افتاده، حاضره به هر کاری دست بزنه.. خیلی اتفاقی پارسا سر راه پروا قرار میگیره و آدرس برادرش پیمان رو برای کمک به پروا میده.. پیمان وکیلی قهار و کاربلده.. پروا سراغ پیمان میره غافل از اینکه.......
خلاصه کتاب:
امیر حسین شریعت مرد مذهبی و جدی.. با مرام و اهل زورخونه! همه بهش می گن اقا سید! یه محل سر اسمش قسم میخورن! به خودش قول داده که دورِ عشق و عاشقی رو خط بکشه! قول داده فقط پشتِ زنی باشه که برای یه مدت همخونه شه! زنی که شوهر نداره و بارداره! شوهرش فوت کرده و بیوهی حاملست! تو محل چو میوفته که زنِ شوهر مرده چطور حامله شده! آقاسید دل میده به دلِ مریم خانم.... صیغش میکنه و..... « روایت یک زندگی واقعی »
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.