خلاصه کتاب:
ترووی سالیوان، دختر 24 ساله ای که دور از خانواده ش در بوستون زندگی میکنه. سال آخر دانشکده حقوق رو پشت سر میذاره و برای در آوردن خرج زندگیش شب ها در رستوران "بادی" به عنوان گارسون کار میکنه. 11 ماه! مردی موز و سیاه پوشی که ترووی بهش لقب "گرگ" داده 11 ماه به اون رستوران میاد، پشت میز میشینه، فقط قهوه میخوره و تمام مدت به ترووی خیره میشه و در نهایت بدون اینکه چیزی بگه و بعد میره.رازها و سرگذشت این مرد، تاریک تر از اونیه که بتونه خودش رو به ترووی نزدیک کنه و فقط یک راه برای بدست آوردن این دختر داره! پیشنهاد عجیبی سرنوشت اون دو نفر رو به همدیگه گره میزنه.
خلاصه کتاب:
اسم من لوسیا دلوچیه.دختر یکی از شرورترین جنایتکارای این کشور،پییترو دلوچی به عنوان زنی که در دنیای تبهکارها به دنیا اومده،سرنوشت من از قبل نوشته و مهر و موم شده.در تنهایی و انزوا،تحت تدابیر شدید امنیتی بزرگ میشم،در 18 سالگی در محراب کلیسا می ایستم و به دامادی از یک ازدواج از پیش تعیین شده بله میگم و تا ابد به زندگی مفلوکانهی خودم ادامه میدم.این سرنوشت هر زنیه که اطرافم میشناسم. حتی مادر خودم.شب سال نو،وقتی 17 سالم بود پدرم بهم خبر داد که قراره جشن نامزدی من برگزار بشه.اما شبی که نامزدی من اعلام شد،داماد مردی نبود که من از بچگی نامزدش بودم،بلکه پسر عموی وحشتناک و بدنامش بود.مشکل اینجاست که من در دنیای کودکانه و فانتزی های احمقانهی خودم به کسی که نافم به اسمش بریده شده بود دل بسته بودم.فکر میکردم اون مردی متفاوته.شب عروسیم،وقتی قبل از اینکه دست همسرم بهم برسه وحشیانه باکرگیم رو گرفت و منو زخمی رها کرد،فهمیدم در موردش اشتباه فکر میکردم.حالا اون برگشته و داره سایه به سایه دنبالم میکنه.و تهدید میکنه اگر جسمم رو در اختیارش قرار ندم،من رو به همراه هر کسی که برام عزیزه رو به کام نابودی میکشه.
خلاصه کتاب:
افسونگری یک زن،چقدر می تونه خشم یک مرد قدرتمند رو اروم کنه؟ صدای ناله های من،دردِ حاصل از لذت من،می تونه اونو،کسی که حتی هیبتشم منو به واهمه می ندازه،ارومش کنه؟ من پرنسس مافیایم و باید باکرگیمو به دشمن پدرم تقدیم کنم!! من،در شرف ازدواج با مردی ام که چیزی ازش نمی دونم...یه وحشی یه یاغی یه قاتل بی نهایت جذاب در واقع،حتی اسم و فامیلشم نمی دونم. ترسِ شب ازدواجمون من رو می کشت وقتی فکر می کردم قراره زیر مردی به وحشی گری و درشت اندامی اون قرار بگیرم!!!
خلاصه کتاب:
رمو فالکون درست نشدنیه! به عنوان کاپوی کامورا، بی رحمانه به قلمروش حکومت می کنه، قلمرویی که شیکاگو بهش حمله کرد و حالا رمو میخواد انتقام بگیره. عروسی مقدسه و دزدیدن عروس توهین به مقدساته. سرافینا خواهرزاده ی رئیس اوت فیته و سال هاس وعده ازدواجش داده شده، اما سرافینا تو راه رفتن به کلیسا، وقتی تو لباس عروسشه، توسط رمو دزدیده میشه. سرافینا خیلی زود متوجه میشه که نمیتونه به نجات پیدا کردن امیدوار باشه. با این حال، حتی تو دستای بی رحم ترین مردی که میشناسه، مصممه غرورشو حفظ کنه، و رمو به زودی میفهمه که شکستن زنی که کاملا دراختیارشه، اونقدرا که فکر میکرد آسون نیست. مرد بی رحمی که در تلاشه با شکستن کسی که اوت فیت قرار بوده ازش محافظت کنه، اوت فیت رو نابود کنه. زنی که میخواد یه هیولا رو به زانو دربیاره. دوتا خانواده که دیگه هیچ وقت مثل قبل نمیشن
دانلود رمان فاخته بال شکسته
جلد چهارم مجموعه سرزمین رویاها
این رمان جلد چهار رمان های زیر میباشد
جلد چهار رمان سرکش
جلد چهارم رمان تبار زرین
جلد چهار رمان خارق العاده
جلد چهار رمان روح نیمه شب
خلاصه کتاب:
بزرگترین اشتباهم این بود که عاشق شوهرم شدم. اون قدر اروم اروم چهار دست و پا بهم نزدیک شده که حتی متوجه ی وقوعش نشدم تا رسید. هر بار که من رو میبوسید......هر بار که لمسم میکرد، فکر میکردم همون احساس من رو داره. تا اینکه بهم ثابت کرد اشتباه میکنم. کامیکاز مرده بود پس دیگه نیازی به حمایتش نداشتم. الان تمام چیزی که میخواستم طلاق بود. مردی رو پیدا خواهم کرد که همون جور که لیاقتش رو دارم عاشقم بشه، که دوتا غریبه نمیاره خونه فقط برای اینکه اذیتم کنه. بهش نیاز نداشتم. حالا وقت شروعی مجدد بود.
خلاصه کتاب:
مدو ؛ وقتی امروز صبح از خواب بیدار شدم، هرگز انتظار نداشتم اولین مشتری ماساژ روز من، رئیس بدنام گنگستر مافیای بوستون،
“واکر مک مانوس” باشه انتظار نداشتم که جنایتکار جذاب و خطرناک و تبهکار مافیا به جای اون، پنجاه هزار دلار برای دادن ماساژ بهم پیشنهاد بده.
غافلگیری ها همچنان در راهه. چون که واکر از یه جلسه ماساژ راضی نیست. ای وایِ من، نه.
اون یه عمر کامل از اونا رو می خواد. با من. و اون به شنیدن کلمه «نه» عادت نداره…..
خلاصه کتاب:
کامیار مرد اتو کشیدهای که وسواسش اولین چیزی هست که ازش به یاد میارن! ناف بریدهی دخترعموش هست که هیچ علاقهای نسبت بهش احساس نمیکنه، کیمیای عاشق! اما در این بین که کامیار سعی در وقف دادن خودش با شرایط و کیمیا داره، اتفاقی میافته که همهچیز رو متوقف میکنه… البته در درونش! این اتفاق، نمیتونه یک دختر دوستداشتنی باشه؟!
خلاصه کتاب:
بی گناه اسیر شدم... اسیر مردی خشن و زخم خورده... برای اینکه آتش انتقامش را سرد کنم و بی گناهی ام را اثبات... پابه خانه اش گذاشتم... خانه ای که زندان شد برایم... نه تنها زندان روحم... زندان قلبم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.