خلاصه کتاب:
داستان در مورد یه شیخ دو رگه ایرانی و عربه که از عموش یه دختر ۱۴ساله رو کادو میگیره و رعیت خودش میکنه ، اونو به عمارت خودش میبره اما یه روز که میرن ایران اونجا میفهمه که دختره....!
خلاصه کتاب:
موتور سوار غیرتی و و خشنی که سر شرطبندی دست روی دختر ممنوعه ی اوس اسد می ذاره.دختر همسایهی شیطون که خیلی وقته دلش برای آقا مهراب پسر ناخلف حاج فیضی پیش نماز مسجد محل رفته اما با برگشتن ورق و قتلی که اوس اسد باعثشه همه چیز بهم
می خوره...عشق ممنوعه ی مهراب و ترمه با ورود محمد ابراهیم پسر بزرگ تر حاج فیضی کم رنگ تر میشه چرا که محمد ابراهیم هم مثل برادرش عاشق ترمهس و فرشته ی نجات اوس اسد از اعدام...
ولی شب عروسی...
خلاصه کتاب:
آریس پسر جوان خودساختهای که برای فرار از گذشته، ۱۰ سال از عمرش را در کلیسای شیطان میگذراند.
تهی از امید و ایمان!
اما با دریافت پیامی مرموز از مردی به نام تایگون همه چیز رنگ دیگری میگیرد.
و این بار عشق از دل گناه متولد خواهد شد...
عهدش با شیطان بسته شد، اما قلبش را به تایگون باخت.
خلاصه کتاب:
یاس بعد از مرگ شوهرش بخاطر درس و دانشگاهش مجبوره توی خونهی مادرشوهرش زندگی کنه و همین باعث میشه پرهام پسرِ برادرشوهرش خیلی بیشتر از قبل بهش نزدیک بشه، رازی که بین این دو نفر هست رسوایی زیادی به همراه داره....
خلاصه کتاب:
چند ماهی بود حسابدار یکی از شرکتهای وابسته به هولدینگ ساختمانی جاوید شده بودم که متوجه اختلاس مدیر اجرایی شرکت شدم ...به زحمت شماره مهندس جاوید که به فرعون بزرگ معروف بود رو به دست آوردم و باهاش تماس گرفتم و از اختلاسی که تو شرکت درو پنجره سازی هولدینگ می شد خبر دادم
ولی نمی دونستم خودم رو تو چه هچل بزرگی خواهم انداخت .
خلاصه کتاب:
من آرمیتا دختری که هیچوقت محبت ندیدم، ولی با باز شدن پام توی شرکت آذرخش همچی تغییر کرد. درست مثل آذرخش زد وسط زندگیم و همچی از این رو به اون رو شد.
خلاصه کتاب:
دادیار آذر روانشناس معروفی با گذشتهی سیاه و تاریک که سیزده سالگی پدر میشه و ریرا شاملو دختری که بدون خبر وارد زندگی تیره و تار پدر و پسر جوان میشه تا اینکه...
خلاصه کتاب:
لیا دانشجو باستان شناسی برای رسیدن به گروه کاوش در مصر ، دانشگاه خودشو عوض میکنه و وارد یه دانشگاه جدید میشه . جایی که با استاد جذاب و البته مغرورش روبه رو میشه.
کبود شدن گردن و لب ها چیز عجیبی نیست وقتی با دنیل آندو تو رابطه باشی . مردی که فانتزی های هات زیادی تو سرش داره . اما وقتی دانشجو دنیل هم باشی ! کار خیلی سخت تر میشه ... چون حالا هیچ حد و مرزی برای شیطنت های دنیل وجود نداره ...
خلاصه کتاب:
روایتگر داستان زندگی دختری است که پدرش اورا به خاطر پول مجبور به ازدواج با مردی میکند اما او در شب عروسی اش پا به فرار میگذارد و در این هنگام با استاد دانشگاهش مواجه میشود و…
خلاصه کتاب:
وصال دختری پرستار که پدر و مادرش از دست داده و به همراه برادر و مادربزرگش زندگی میکنه و یه روز برادرش به دختری پولدار فرار میکنن و هیچ کس نمیدونه اصل قضیه این فرار چیه و این دختر فراری برادری خشن و غیرتی با یه مادر مریض داره که این پسره وصالُ اذیت میکنه و باور نمیکنه که وصال هیچی از فرار نمیدونه تا حدی که وصال مجبور میشه همراه مادربزرگش فرار کنه و بره تو یه عمارت و از یه زن مریض پرستاری کنه حالا نگو خودش با پاهای خودش اومده تو دهن شیر اومده خونه مرد خشمگینی که در به در دنبال وصال بوده و وصالُ خونه خودش پیدا میکنه و طی ماجرایی وصال و این اقا عقد میکنن و...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.