داستان در رابطه با دختری به اسم آیلارِ که بعد از مرگ مادرش زیر دست نامادری و برادر های سختگیر و سنتیش بزرگ میشه..بعد از مرگ خواهر بزرگترش، نامادریش اون رو مجبور میکنه تا با شوهر خواهر زنباز و..با داشتن سه تا بچه ازدواج کنه..ولی آیلار که تحمل همچین چیزی و نداره با کمک یکی از خدمتکارای قدیمی خونه، همراه قباد فرار میکنه و به تهران میاد..
اما زندگی اونجوری که فکر میکنه پیش نمیره..همهچیز از جایی شروع میشه که آیلار به اجبار قباد، به مطب علا میره و پاش ناخواسته و با نقشه ی از پیش طراحی شده ی اون به زندگی اَیاز و مهربان باز میشه و ناخواسته درگیر ماجرای انتقام علا میشه...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.