آهار روایت دختریست که از بخت بدش توی ۲۰ سالگی بیوه میشه...! برای نجات از ازدواج با مردی که همسن پدرش هست، به اتاق برادر شوهر سابقش، اردوان پاشا نسب پناه میبره. مردی که ریشههای خشک شده عشق رو دوباره توی قلبش شکوفا میکنه!
اردوان...
پسری که به دیوونگی و کله شقی معروفه...!
بعد دو سال فرار، به ایران و خونهاش برمیگرده.
و برگشتنش برابر میشه با روبرویی با بیوهی برادرش!
همون عشق ممنوعهای که برای فراموش کردنش از ایران رفته!
همه چیز از جایی شروع میشه که آهار، دلبر چشم سبزش، برای نجات از ازدواج اجباری با مردی که خانواده اش براش صلاح دیده بودن به اتاق اردوان پناه میاره....
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.