دلیلی داره که دولین وینزر را شیطان مینامند. او قسم خورد که صاحب من خواهد شد و وقتی خانوادهام در روزهای سختی قرار گرفتند، یک پاکت سیاه با امضای او به دستم رسید.
خوشقیافه، بیرحم؛ شیطانی پیچیده که سالها پیش قلبم را شکست، برگشته. اگر بخواهم خانوادهام را نجات بدهم باید اسمم را روی جای خالی امضا کنم.
چارهای ندارم. من الان اسیر او هستم؛ زندانی او و دارایی او. دولین هر کاری بخواهد با من میکند و یا اینکه تا آخرین نفس اعتراف نمیکنم. باید بگویم که نمیتوانم منتظر بمانم تا او مدعی من شود.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.