يكي از بانفوذترين مافیا کیاراد زند که همه تو فکر پایین کشیدنش هستند. هوشنگ تصمیم میگیره برادرزاده خودش رو به خونه اون بفرسته تا به وسیلهی اون بتونه کیاراد رو زمین بزنه. دختر داستان بیخبر از همه جا به خیال این که کیاراد دکتر هست در خونه زند مشغول به کار میشه. ساده و شیرین بودن دختر زند رو تحت تاثیر قرار میده و مجذوب اون دختر میشه اما بالاخره پرده از راز برداشته میشه و حالا دختر میفهمه که کیاراد خلافکاره و زند فکر میکنه تمام این مدت دختر بازیش داده
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.